X
تبلیغات
تنها برای تو می نویسم

تنها برای تو می نویسم

کاش


کاش نجابتم را بهانه رفتنت نمیکردی!

تا با دیدن هر هرزه ای به خودم نگویم

اگر مثل این بودم نمیرفت.........!!

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1392/04/20ساعت 7:5 بعد از ظهر  توسط angel456  | 

مخاطب خاص

دیــگـر هـوایِ بــرگــردانـدنـت را نــدارم . . .
هــرجــا کــه دلــت مــیـخــواهــد بــُـرو . . . !!!
فــقــط آرزو مــیـکـنـم وقـتـی هــوایِ مـَـن بـه سـرت زد
آنــقـدر آســمــانِ دلــت بــگــیــرد کـه بــا هــزار شــب گــریــه
چــشــمــانــت بــاز هــم آرام نــگــیــرد . . .

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1392/04/18ساعت 5:51 بعد از ظهر  توسط angel456  | 

برای ایوب

خدایا خیلی دلتنگم دلتنگ کسی که حتی نتونست ی لحظه دلتنگی هامو ببینه تموم حرفامو اینجا مینویسم چون نمیخوام از کسی سرزنش بشنوم میدونم چوب چیو خوردم قبول دارم عشق یکیو لگد مال کردم کسی که حاظر بود به خاطرم جونشم بده اما نتونستم بهش علاقه داشته باشم  حالاهم دلتنگ کسیم که ی لحظه هم اسم من به ذهنش خطور نمیکنه خیلی وقتها با خیلی حرفها دلم شکست اما سعی کردم بروی خودم نیارم  تمام بی محلیا و بی مهریهاتو دیدم اما نتونستم تورو پیش خودم بد کنم چون تو ذهنم ازت ی فرشته ساختم به پاکیت شکی ندارم به اینکه مردی شکی ندارم باید همه چیو فراموش کنم چرا باید خودمو عذاب بدم  وقتی تو حتی دیگه جواب پیامامو نمیدی باید فراموشت کنممن عشق اجباری از جانب تو رو دوست ندارم...اینها را ننوشتم که دیگران بخونن...نوشتم که تو بخونی...اینها حرفهای دلم بود...نوشتم تا خفه نشم... باورکن اینهارو به این راحتی که میخونی ننوشتم... وای خدایا چ حالی دارم بدجو ر دلم گرفته الانم زنگ زدی بغض گلوم گرفته نتونستم حرف بزنم بهت پیام دادم و گفتم که ناراحتم  ازت دلخورم جوابت این بود "باش"

 

هر لحظه دلشورتو دارم آرزوی قلبیم خوشبختیته حتی بدون من

 

خدایا لحظه به لحظه زندگیش همراهش باش 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1392/04/17ساعت 9:1 قبل از ظهر  توسط angel456  | 

برای ایوب

سلام دیشب تاصبح همش تو خوابم بودی مثل همیشه لبخند رو لبات بود اما این وسط حواست پیش کسی دیگه بود تو خواب هر کاری کردم نتونستم بهت بگم حواست کجاس از خواب پا شدم ناراحت بودم توراه داشتم میومدم  خودمو دلداری میدادم که دیونه بس کن عشق ی طرفه برای چته ولش کن بچسب به زندگیت مگه فقط ایوب وجود داره عیب نداره تموم ناراحتی هارو به جون میخرم وقتی ببینم پیشرفت کردی  و برای خوت کسی شدی من از اون دسته آدما نیستم اگه بهم بدی شد با بدی جواب بدم اینو یاد گرفتم که جواب بدی خوبیه من بدی ازت ندیدم اما دوسندارم فکر کنی که ازت کینه دارم باور کن انقد برام ارزشمندی حتی ی ذره هم ازت کینه ندارم اینارو مینویسم وبهت نمیگم چون میدونم حرفام برات بی معنیه  عیب نداره آدما خیلی پیچیده و عجیبن همه این روزای سخت و دلگیر تموم میشن و به خودم قول میدم هیچوقت  اجازه ندم که عشق هر کسیو تو دلم راه بدم .

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1392/04/17ساعت 8:57 قبل از ظهر  توسط angel456  | 

برای تو

کوچ پرندگان به مــــن آموخت

 

وقتی هوای رابطه ســــرد است

 

باید رفتـــــــــــــــ

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1392/04/17ساعت 8:34 قبل از ظهر  توسط angel456  | 

این روزها

ایـن روزهـــا ،

 

از سـنـگ شـــدنـــم حــرف مـی زنــــند

 

سنـگی کــه

 

بــــرای ِ تـــو

 

از هر خاکی

 

خــاکــی تــــر بــــود

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1392/04/17ساعت 8:33 قبل از ظهر  توسط angel456  | 

مرا ببخش


مرا ببخش

که ساده بودنم دلت را زد

مرا ببخش

اگر عشق ورزیدنم چشمانت را بست

میروم تا آنان که توانا ترند

تو را به پوچ بودنت برسانند !

 

 

 


+ نوشته شده در  شنبه 1392/04/15ساعت 5:57 بعد از ظهر  توسط angel456  | 

دوست دارم

دوست دارم یک شب هفتاد سال پیرشوم...درکنارخیابان بایستم...تومرابی آنکه بشناسی از ازدحام تلخ خیابان عبور دهی...هفتاد سال پیرشدن یک شبه به حس گرمی دست های توهنگامی که مراعبورمیدهی بی آنکه بشناسی می ارزد.

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 1392/04/15ساعت 11:56 قبل از ظهر  توسط angel456  |